ابن ابی الحواری
لغت نامه دهخدا
ابن ابی الحواری. [ اِ ن ُ اَ بِل ْ ح ُ را ] ( اِخ ) نام یکی از زهاد.
فرهنگ فارسی
یکی از زهاد
جمله سازی با ابن ابی الحواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس محمد به علی ابن ابیطالب دستور داد که تمامی مردان و نو جوانانی که موی زهار آنها رشد کرده بود را گردن زند. پس اسیران به دست علی ابن ابی طالب و زبیر ابن العوام گردن زده شدند. در تاریخهای مختلف تعداد اسیرهایی که به قتل رسیدند. متفاوت است برخی گفتند ۵۵۰ نفر برخی گفتند ۸۰۰ نفر قتلعام شدند.
💡 به ادعای پیروان سلسله؛ ابتدا از خدا به محمد بن عبدالله نازل شده و سپس از او به دست علی ابن ابی طالب منتقل گشت و از او به دو جناح تبدیل شده و جناحهای یاد شده در معروف کرخی به هم پیوستهاند:
💡 او در بغداد مدرّس مهمترین مجلس درس طب آن روزگار بود و با آنکه اصنافی گوناگون از اهل علم و ادب به حلقهٔ درس وی رفتوآمد داشتند، آنچنانکه ابن ابیاصیبعه گزارش دادهاست او نیز، چون دیگر پزشکان گندیشاپور، مایل نبود دانش خود را به همگان بیاموزد.
💡 محمد باقر مجلسی در توصیف او مینویسد: عبدالله بن موسی بن جعفر، یکی از فرزندان موسی کاظم است که از مادری ام ولد به دنیا آمد. او از اصحاب موسی کاظم و علی بن موسی الرضا بوده و شیخی بزرگ و عالمی دانشمند محسوب میشده است. در توصیفاتش آمده که لباس خشن به تن میکرده و در پیشانیاش آثار سجده های طولانی بوده است. او کتابی را که ابن ابی داوود در خلقت قرآن نگاشته را روایت کردهاست.