اب سکندر

لغت نامه دهخدا

( آب سکندر ) آب سکندر. [ ب ِ س ِ ک َ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آب زندگی.

فرهنگ معین

( آب سکندر ) (بِ س ِ کَ دَ )(اِمر. ) نک آب حیات.

فرهنگ فارسی

( آب سکندر ) آب زندگی

جمله سازی با اب سکندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باجلان یکی از ایلات لک ساکن در استان لرستان، خوزستان و ایلام هستند. سکندر امان‌الهی بهاروند باجلان‌ها را یک ایل لک و پیر اوبرلینگ و دانشنامه ایرانیکا آنها را یک ایل کرد معرفی می‌کند. ایل باجلوند در لرستان اتحادیه‌ای است از پنج طایفه عمده لر است. این طوایف عبارتند از:

💡 چون سکندر هوس آب حیاتم می بود گفت آن قطره ای از چشمه ی حیوان منست

💡 اولین مسابقه توفیق سکندری برای باشگاه انگلیسی اف سی ویندسور بود. در حال حاضر توفیق برای باشگاه بی ۳۶ تورشاون در یک لیگ انگلیسی بازی می کند.

💡 عقیق بی‌نیازی نیست در گنجینهٔ شاهان سکندر گرد عالم بهر یک دم آب می‌گردد

💡 محیی در جوانی به زیارت حج رفته و پس از مراجعت، مشاهدات خود را در فتوح‌الحرمین به نظم کشیده‌است. او پس از چندی راهی گجرات هند شد، آن منظومه را به سلطان مظفربن محمودشاه اهدا کرد و صدهزار سکندری دریافت داشت.

💡 چشم خود را داده بود از آب حیوان خضر آب تا غرور آیینه از دست سکندر می گرفت

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز