اب اشنا

لغت نامه دهخدا

( آب آشنا ) آب آشنا. [ش ْ / ش ِ ] ( ص مرکب ) آنکه شناوری داند. آنکه معرفت بسباحت دارد. سباح. شناگر. ( فرهنگ اسدی ):
کسی کاندر آب است و آب آشناست
از آب ار چو آتش بترسد رواست.ابوشکور.

فرهنگ عمید

( آب آشنا ) کسی که شناوری بداند، آشنا به آب، شناگر: کسی کاندر آب است و آب آشناست / از آب ار چو آتش نترسد رواست (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۹۸ ).

فرهنگ فارسی

( آب آشنا ) ( صفت ) آنکه شناوری داند شناگر سباح. آب آلو ( اسم ) ۱ - آبی که از آلو گیرند عصار. آلو. ۲ - آبی که در آن آلوی خشک را خیسانند و آشامند.

جمله سازی با اب اشنا

💡 اما اصل داستان زمانی شروع می‌شود که او با دختری اشنا می گردد که در تخت کناری او در بیمارستان بستری هست.

💡 وقتى حمران ابن اعين ها، على ابن حمزه ها، عمار ساباطى ها،جابر ابن حيان ها، مفضل ها، صفوان ها، سيراب شدگانى ازكوثر زلال دانش ‍ تو بودند و جامى از اين زمزم جوشان، به جان هاى تشنه مىنوشاندند و كام دلها را با حلاوت مكتب عترت اشنا مى ساختند و نه تنها علم، كهعمل هم مى اموختند و نه فقط دانش كه دين را هم از زبان تو مى گرفتند.

💡 اشنا پنداری دیداری به معنی آن است که شخص تصور میکند بازه ای از زمان را که فعلا می گذراند، قبلا با تمامی جزئیات تجربه کرده است.

💡 داستان این فیلم درباره مردی جوان به اسم روکس بوده که به همراه دوست دخترش اینگا یک کامیون کمک های بشردوستانه را به طرف اوکراین می رانند و در میان جنگ با خبرنگاری اشنا میشوند که ونسا پارادی این نقش را برعهده دارد...