شیردارکلا
لغت نامه دهخدا
شیردارکلا. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان قائم شهر. آب آن از رود بابل. راه آن اتومبیلرو. سکنه آن 1020 تن. صنایع دستی، بافتن پارچه های ابریشمی و نخی. گله داران تابستان به ییلاق سوادکوه و بندپی می روند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
دانشنامه عمومی
شیردارکلا، روستایی است بسیار خوش آب و هوا از توابع بخش بابل کنار شهرستان بابل در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان بابل کنار قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۳۸ نفر ( ۳۸۴خانوار ) بوده است.
جمله سازی با شیردارکلا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروهی از خاندان شوب به منطقهء بابلکنار رفتند و روستای "یک شوب" را در نزدیکی درازکلا و انجیل سی ایجاد کردند.هم چنین در روستای گونه کلای بابلکنار در کنار روستاهای شیردارکلا و سیدکلا خانوادههایی از خاندان شوب با نام خانوادگی شوبی زندگی میکنند که چند خانواده از این گروه به شهر شیرگاه کوچ کردند و هماکنون نوادههای آنها در شیرگاه سکونت دارند.