کتاب ارزشمند الإشارات و التنبیهات تألیف حکیم نامدار، ابوعلی سینا، از همان دوران اولیه نگارش، به دلیل عمق علمی و دقت منطقی، مورد توجه ویژهی دانشمندان و محققان جهان اسلام قرار گرفت. این اهمیت سبب شد تا شروح و حواشی متعددی بر آن نوشته شود که هر یک کوشیدهاند تا ابعاد پیچیده و نکات دقیق این اثر را برای نسلهای بعدی روشن سازند. در میان این شرحها، اثر گرانبهای «شرح الفخر الرازی علی الاشارات» یا به اختصار شرح الإشارات، تألیف امام فخر رازی، جایگاه ویژهای دارد. فخر رازی نه تنها یک شرح کامل بر این کتاب نگاشت، بلکه برای تسهیل دسترسی به چکیدهی آن، خلاصهای نیز با عنوان لباب الإشارات تدوین نمود، که این خود نشاندهندهی عمق نفوذ آثار ابنسینا در اندیشه فخر رازی است.
توجه فخر رازی به مکتب فکری شیخ الرئیس تا حدی بود که او در آثار خود، به نقل و تشریح نظریات و آراء ابنسینا بیش از دیگر فلاسفه اهتمام ورزید؛ گاه با تأیید و توضیح و گاه با طرح اعتراضات و اشکالات دقیق فلسفی. این تعمق ویژه، تنها به الإشارات محدود نماند، بلکه شرح او بر کتاب عیون الحکمة اثر دیگر ابنسینا، مؤیدی بر این رویکرد پژوهشی منحصر به فرد است. فخر رازی در مقدمهی شرح خود به ماهیت یگانه الإشارات اشاره میکند؛ اثری که با وجود حجم اندک، سرشار از علمی عظیم، نظمی پیچیده، و سرشار از نکتههای بدیع و اسرار غامض است که حتی در کتب مبسوط نیز یافت نمیشود.
بر این اساس، فخر رازی اذعان میدارد که بسیاری از پژوهشگران برای کشف معانی عمیق، مبانی اسرار، و رمزگشایی از غوامض این کتاب تلاش کردهاند، اما بسیاری از ایشان مأیوس و دست خالی بازگشتهاند. وی که بخش قابل توجهی از عمر خود را صرف مطالعه و تعمق در این اثر نموده است، تصمیم گرفت تا نتایج حاصل از این تتبعات را در قالب شرحی مدون ارائه دهد. هدف او در این شرح، تمرکز بر تلخیص، ترتیب، تبویب، و تهذیب مطالب بود تا با پرهیز از «اطناب ممل» (سخنگویی خستهکننده) و «ایجاز مخل» (خلاصهگویی کاهنده)، راهنمایی مطمئن برای محققان این مقصد عالی فراهم آورد.