سقن

لغت نامه دهخدا

سقن. [ س َ ق َ ]( اِ ) دوشاب آتش ندیده خرما را گویند و آن را سیلان هم میگویند و به عربی دِبس خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به فهرست مخزن الادویه و الفاظ الادویه شود.

فرهنگ فارسی

دوشاب آتش ندیده خرما را گویند و آنرا سیلان هم میگویند و بعربی دبس خوانند.

جمله سازی با سقن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باروق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان باروق بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شده‌است.از باروق در کتاب وقف نامه ربع رشیدی نوشته رشیدالدین فضل اله همدانی (قرن هفتم هجری) با نام های بارو و باروج یاد شده و در ردیف شماره ۱۶۵ صورت موقوفات ربع رشیدی چنین آمده است:" قریه بارو از دیه های ناحیه جان براغوش از نواحی بلده سراه از از بلاد آذربایجان،حدود آن متصل است به اراضی کلوانق علیا و به موضعی که معروف است به قبق تپه و سقن بولاق و به اراضی...و به اراضی قر[یه]... و به اراضی قریه زرنق و به اراضی مزرعه شمشاد و به اراضی قریه سرخه دوزج مشهور به موسالوی اراضی قریه...و به موضع... توابع و لواحق،و این دیه در اصل ملک طلق بوده به مبایعت شرعی از ورثه حاجی میر حسین زرنقی به این ضعیف واقف منتقل شده" [۱]

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز