لغت نامه دهخدا
سرزرد. [ س َ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 400 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
سرزرد. [ س َ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 400 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.