لغت نامه دهخدا
سرزرد. [ س َ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 400 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
سرزرد. [ س َ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان. دارای 400 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، پشم و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان بهمئی گرمسیر بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زیستگاههای طبیعی، این جانور معمولاً از مردار تغذیه میکند. در مناطقی که جمعیت انسانی زیادی زندگی میکند، ممکن است از زباله تغذیه کند، ولی معمولاً از تخم پرندگان، مواد گیاهی تجزیهشده یا جانوران تازه متولدشده یا ضعیف تغذیه میکند. همانند دیگر کرکسها، این کرکس با پاکسازی مردارها نقش بسیار مهمی در زیستبومها ایفا میکند که در صورت نبود اینگونه پرندگان زمینهٔ مناسبی برای گسترش بیماری فراهم خواهد شد. شواهد نشان میدهند که بویایی کرکس سیاه ضعیفتر از کرکس بوقلمونی است، چنانکه گونهٔ بوقلمونی پیازهای بویایی بسیار بزرگتری نسبت به کرکس سیاه دارد. کرکس سیاه با استفاده از بینایی خود، یا با تعقیب دیگر کرکسهای بر جدید که خود با استفاده از بویایی قویشان لاشهٔ جانوران را پیدا میکنند، غذای خود را پیدا میکند. این کرکسهای دیگر — شامل کرکس بوقلمونی، کرکس سرزرد کوچک و کرکس سرزرد بزرگ — میتوانند با استفاده از حس بویاییشان به دنبال غذا بگردند که این توانایی، قابلیت غیرمعمولی در جهان پرندگان است. این پرندگان با پرواز در ارتفاع کم و استشمام اتیل مرکاپتان، گازی تولید شده در آغاز فروپاشی لاشهٔ جانوران، غذایشان را پیدا میکنند. این توانایی بالا به آنها این اجازه را میدهد که لاشهٔ جانورانی که در زیر پوششهای جنگلی پنهان هستند را پیدا کنند. کرکس شاهی و کرکس سیاه که بدون این توانایی هستند، به دنبال این پرندگان میروند. این رفتار ممکن است در هنگام غذا خوردن به پرخاش بین این پرنده و کرکس بوقلمونی بینجامد و باعث فرار دادن این جانور توسط کرکس بوقلمونی که کمی بزرگتر از کرکس سیاه است بشود.