زبیدیه
لغت نامه دهخدا
( زبیدیة ) زبیدیة.[ زُ ب َ دی ی َ ] ( اِخ ) حوضی است در راه مکه، نزدیک مغیثیة. ( منتهی الارب ). برکه زبیدیه، آبی است در راه مکه قرب مغیثیه منسوب به زبیده ام جعفر همسر هارون عباسی. ( از تاج العروس ).
زبیدیة. [ زُ ب َ دی ی َ ] ( اِخ ) دهی است به جبال. ( منتهی الارب ). قریه ای است در جبال منسوب به زبیده، مادر محمد امین خلیفه عباسی. ( تاج العروس ).
زبیدیة. [ زُ ب َدی ی َ ] ( اِخ ) قریه ای است به واسط. ( تاج العروس ).
زبیدیة. [ زُ ب َ دی ی َ ] ( اِخ ) محله ای است به بغداد.( منتهی الارب ). محله ای است به بغداد منسوب به زبیده همسر هارون الرشید خلیفه عباسی. ( از تاج العروس ).
زبیدیة. [ زُ ب َ دی ی َ ] ( اِخ ) محله ای است به بغداد پائین تر از محله دیگری بهمین نام. ( از منتهی الارب ). رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
محله ایست ببغداد منسوب به زبیده همسر هارون الرشید خلیفه عباسی
جمله سازی با زبیدیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نوشتهٔ لغتنامه دهخدا چشمهعلی چشمهای است در شمال شهر کهن ری که آبش از زیر سنگ خارایی بیرون شده به سوی جنوب روان میشود و بنابر پژوهشها و دانستههای نگارنده دژ ری بندی که خلیفه مهدی عباسی بنا نمود بالای همین چشمه و روی تختهسنگ بوده چنانکه اکنون نشانههای آن مانده و نمودار است. همچنین گمان میرود که دژ تبرک همین قلعه ری بندی باشد و دیگران آن را به این نام نامور ساخته باشند و چون در زبان فارسی تبر به چم کوه است چنانکه تبرستان به چم کوهستان است و تبرک با کاف که در فارسی نشانه کوچکی است به چم کوه کوچک است و این دژ بر روی کوه کوچک بنا شده گمان است گروهی از تاریخنویسان از این روی این دژ را تبرک نامیده باشند. چندی گویند منوچهر این دژ را بنا کرده و برخی دژ تبرک را زبیدیه نوشتهاند. به هر روی چشمهعلی ری در گذشته آب زیادی داشته چنانکه آثار آن در سنگها برجا ماندهاست، ولی قناتهایی که در بالای آن کندهاند، آب آن را به اندازهای کم کرده که در موسم پاییز یک سنگ و نیم آب دارد.