لغت نامه دهخدا
رستم بن علی. [ رُ ت َ م ِ ن ِ ع َ ] ( اِخ ) مکنی به ابوطالب و ملقب به مجدالملة و کهف الامة. رجوع به مجدالدوله ابوطالب رستم و رستم بن فخرالدوله شود.
رستم بن علی. [ رُ ت َ م ِ ن ِ ع َ ] ( اِخ ) مکنی به ابوطالب و ملقب به مجدالملة و کهف الامة. رجوع به مجدالدوله ابوطالب رستم و رستم بن فخرالدوله شود.
مکنی به ابو طالب و ملقب به مجد المله و کهف الامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روزی در این شهر، «در دارالکتب مدرسهٔ شهنشاه غازی رستم بن علی بن شهریار»، کتابی دید به نام عُقَدِ سحر و قلائد دُرّ که ابوالحسن بن محمد یزدادی دربارهٔ تاریخ گاوبارگان طبرستان به زبان عربی نوشتهبود. ابناسفندیار این کتاب را به فارسی ترجمهکرد و آن را شالودهٔ تألیف خود دربارهٔ تاریخ طبرستان کرد.
💡 در ری بود که در کتابخانهٔ مدرسهٔ رستم بن علی بن شهریار، کتابی را که ابوالحسن بن محمد یزدادی در تاریخ گاوبارگان تبرستان به عربی نوشته بود، به دست آورد و بر آن شد که کتاب را به عنوان اساس کار خود به فارسی برگرداند.