لغت نامه دهخدا
دیوزده. [ وْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دیوگرفته یعنی دیوانه و آن را دیوزد نیز گویند. ( انجمن آرا ). دیوگرفته. ( مجموعه مترادفات ص 11 ). مأروض. جن زده. مصروع. مجنون. دیودیده.
دیوزده. [ وْ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) دیوگرفته یعنی دیوانه و آن را دیوزد نیز گویند. ( انجمن آرا ). دیوگرفته. ( مجموعه مترادفات ص 11 ). مأروض. جن زده. مصروع. مجنون. دیودیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تور که نام آن در خداینامههای ساسانی تُوَرمیش (شکارچی گوسفند وحشی) آمده، پهلوانی دلیر بوده که با پتک عظیم و آذرخشاگین خود در نبرد های متفاوت دیوان را به زانو درآورده بوده و در جنگهای متفاوت همراه آفریدون بوده و بعد از بر تخت نشینی خود در توران دیوزده شده و به همراه برادرش روام، بر پدر و برادر خود ایرج میشورد. از آنجا نامش در خدای نامگ به تور (شغال) تغییر میکند و همواره به نام تور یا تورج شناخته میشوددر تاریخ طبری هم تور طرج نام دارد.
💡 میلیاردها و میلیاردها، اژدهایان بهشت، جهان دیوزده و نقطه آبی کمرنگ از مهمترین کتابهای علمی محبوب او هستند.