اشک تاک

لغت نامه دهخدا

اشک تاک. [ اَ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اشک دختر تاک. کنایه از شراب انگور:
به اشک تاک بشویند زخمهای مرا
که شیشه برسر من خشکی خمار شکست.صائب.اشک تاک ار می پرستی عذرخواه من بس است
این رگ ابر از گناهان پاک میسازد مرا.صائب ( از آنندراج ).و رجوع به اشک دختر تاک شود.

فرهنگ فارسی

و اشک دختر تاک. کنایه از شراب انگور.

جمله سازی با اشک تاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تخم حرص ما ندارد ریشه در ریگ روان ما به اشک تاک کشت خویشتن راتر کنیم

💡 به اشک تاک دل باغبان نمی سوزد سرشک ما به دل چرخ کی اثر دارد؟

💡 حسنش همان به ساغر می جلوه می کند از اشک تاک اگر چه بسی باصفا ترم

💡 در زیر بار مهره گل نیست دست ما ز اشک تاک سبحه کند می پرست ما

💡 زمی چشم و دل نادیده من سیر می گردد اگر ریگ روان سیراب از اشک تاک خواهد شد

💡 درین گلشن نکردم در رعایت هیچ تقصیری ز اشک تاک دایم آب در پای کدو کردم

دوری کن یعنی چه؟
دوری کن یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز