لغت نامه دهخدا
دودیگر. [ دُ دی گ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دُدیگر. دوم. دومین.( یادداشت مؤلف ). ثانی. رجوع به ددیگر و دوم شود.
دودیگر. [ دُ دی گ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دُدیگر. دوم. دومین.( یادداشت مؤلف ). ثانی. رجوع به ددیگر و دوم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دولت درمانده (به انگلیسی: failed state) یا کشور ناکام اصطلاحی در علوم سیاسیاست. این اصطلاح برای اشاره به دولتهایی بهکار گرفته میشود که در پیادهسازی دو وظیفهٔ پایهای دولت-ملتها در جهان مدرن، ناکام ماندهاند: نخست ناتوانی در اعمال حاکمیت سرزمینی-جغرافیایی بر قلمروی خود؛ دودیگر ناتوانی در حافظت از مرزهایش. توان اعمال حاکمیت دولتهای ناکام ضعیف است چنانکه آنان توان انجام وظایفِ اداری-سازمانی مورد نیاز برای کنترل مردم و منابع را نمیدارد و تنها قادر به ارائهٔ خدماتِ عمومی، در سطح حداقلیاند. در حقیقت یک دولت شکست خورده حاکمیت قانونی خود را حفظ میکند، اما در قدرت سیاسی، اجرای قانون، و جامعه مدنی دچار فروپاشی شدهاست، که منجر به وضعیتی تقریباً شبیه هرج و مرج میشود. ویژگیهای مشترک یک دولت ناکام شامل دولتی است که قادر به گرفتن مالیات و ادراه جمعیت، کنترل قلمرو، پر کردن دفاتر سیاسی یا مدنی یا حفظ زیرساختهای خود نیست. هنگامی که این اتفاق میافتد، فساد و جنایت گسترده، مداخله بازیگران دولتی و غیردولتی، ظهور پناهندگان و جابجایی غیرارادی جمعیت بیشتر میشود و افت شدید اقتصادی، و مداخله نظامی از داخل و خارج از دولت بسیار بیشتر است.
💡 در زمان پیدایش و سپس اوج گرفتن جنبش مزدکیان ابتدا باید به توسعه و رشد بیسابقهٔ شهرنشینی در ایران به خصوص رشد شهر-کشور مدائن توجه کرد، چرا که توسعه شهرگرایی در مدائن باعث به وجود آمدن اختلاف طبقاتی در آن و در نتیجه درگیریهای سخت طبقاتی در این شهر شد. در اوج جنبش مزدکیان، درگیریهای طبقاتی در دو جبهه در شهر مدائن شایع شده بود؛ نخست بین گروههای مختلف اشراف که هر یک در تلاش بودند به قدرت دست یابند، دودیگر بین گروههای پایین اجتماعی که در معرض بهرهکشیهای شدید قرار داشتند.