خلبان دو
مترادفها
کمک خلبان
فرهنگستان زبان و ادب
{first officer} [حمل ونقل هوایی] خلبانی که با خلبان یک در عملیات پرواز مشارکت دارد
جمله سازی با خلبان دو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فیلم داستان کاپیتان ئیاو و خدمه سفینه فضاییاش را روایت میکند که در یک ماموریت برای تحویل هدیه به «مقام معظم رهبری» هستند که در دنیایی از فلزات پوسیده، پیچخورده و دریچههای بخار زندگی میکنند. خدمهی کاپیتان ئیاو متشکل از همکار کوچک او فازبال، ناوبر و خلبان دو سر گیک (آیدی و اُدی)، افسر امنیتی روباتیک مجور دومو، یک ربات کوچک، مینور دومو (که مانند یک ماژول در مجور دومو قرار میگیرد) و فیل دست و پا چلفتی، هوتر، که همیشه ماموریتهای خدمه را به هم میزند.