لغت نامه دهخدا
خزانه دار کل. [ خ ِ /خ َ ن َ / ن ِ رِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن کس که رئیس خزانه یک مملکت باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خزانه دار کل. [ خ ِ /خ َ ن َ / ن ِ رِ ک ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن کس که رئیس خزانه یک مملکت باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).
آنکس که رئیس خزانه یک مملکت باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنجمین قربانی کمیته، منتخب الدوله خزانه دار کل بود که قتل او برای سران کمیته مشکل ساز و سرانجام به انهدام تشکیلات آنها منجر شد. ترور وی در ۹ تیر ۱۲۹۶ برابر با ۸ ژوئن ۱۹۱۷ در خیابان امیریه اتفاق افتاد…
💡 در هشتم آذر ۱۲۹۰ که اولتیماتوم روسیه برای اخراج مورگان شوستر مستشار امریکایی مالیه به مجلس رفت، متین السلطنه موضعی بینابینی گرفت و خواهان این شد که بخشی از اولتیماتوم پذیرفته شود اما پیشنهاد او رأی نیاورد. متینه پس از مجلس دوم و در سال ۱۲۹۱ شمسی (۱۳۳۰ قمری) به وزارت مالیه رفت و خزانه دار کل کشور شد. در این سمت مورد اتهام قرار گرفت و پس از محاکمه از خدمت دولتی منفصل شد. وی در اول خرداد ۱۲۹۶ در دفتر کار خود در روزنامه عصر جدید به دست کمیته مجازات ترور شد.