جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال ۱۰۳ / ۱۰۴ هجری قمری مینویسد، بساسیری نخست تل اعفر را گرفت و اینانفع فرمانده غزها را به موصل راند. بعد از این واقعه، طغرل که به تشویق خلیفه، قصد هجوم به شام و دستگیری بساسیری را کردهبود، به سمت موصل حرکت کرد و در بوازیج اردو زد. دبیس بن مزید و قریش بن بدران وحشتزده شدند و باز به اطاعت طغرل درآمدند و بساسیری هم با گروهی از ترکان بغداد و بنی عقیل، به سمت رحبه عقبنشینی کرد. در این بین، ابرهیم اینال، برادر طغرل، به لشکر سلطان پیوست و نورالدوله دبیس و قریش بن بدران از ترس او فرار کردند و نزد بساسیری رفتند، ولی قریش و پسرش، مسلم، همانجا ماندند. از آن سو، طغرل موصل را فتح کرد و به ابراهیم داد و خودش به بغداد برگشت، اما مدتی بعد ابراهیم در ۴۵۰ هجری قمری موصل را ترک کرد و روی به غرب ایران نهاد و بساسیری بازآمد و آنجا را تصرف کرد. مقریزی میگوید:
💡 در پادشاهی ملک رحیم که دوره نابسامانیهای پیاپی ناشی از بیانضباطی سپاهیان ترک بغداد، کشاکش میان سنّیان و شیعیان در پایتخت خلافت، مطامع عُقَیلیان و آل بویه برای دست یافتن به تاج و تخت، غارتگریهای قبایل تازی و کُرد، و سرانجام مداخله طغرل بیگ، سلطان سلجوقی، در امور بینالنهرین بود، بساسیری تأثیر بسزایی داشت. برای مثال در سال ۴۴۱ هجری قمری «انبار» را از قِرواش عُقیلی گرفت و در سال ۴۴۴ هجری «بصره» را از برادر ملک رحیم ستاند، در سال ۴۴۵ هجری قمری ضد راهزنان عرب و کُرد در بوازیج اقدام کرد، و «دُبَیس» شیعی مَزْیَدی را که در جامعان (بعدها حلّه) گرفتار حمله بنی خَفاجه شدهبود، یاری نمود؛ بَوازیج (بوازیج المَلِک)، شهری کوچک و قدیمی در شمال عراق، در ولایتِ موصل، واقع در ساحل راست رودخانه زاب کوچک و در جانب شرقی رود دجله میباشد.