بزوان

لغت نامه دهخدا

بزوان. [ ب َ زَ ] ( ع مص ) تطاول کردن. ( منتهی الارب )( آنندراج ). || برجستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || انس گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || غلبه کردن بر کسی وداروگیر نمودن او را. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

تطاول کردن یا برجستن.

دانشنامه عمومی

بزوان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بدوستان شرقی بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شده است.

جمله سازی با بزوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مقصودلو یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بدوستان شرقی بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شده‌ است. تاریخچه :" در کتاب وقف نامه ربع رشیدی نوشته رشیدالدین فضل اله همدانی (قرن هفتم هجری) از این روستا با نام "پرام علیا" یاد شده و در ردیف ۵۲ صورت موقوفات ربع رشیدی چنین آمده است:" قریه پرام علیا از قر[ا]ی ناحیه بدوستان از توابع مدینه تبریز، حدود آن متصل است به اراضی قریه سرای جق، و به اراضی قریه پرام سفلی و به اراضی قریه مینق و به اراضی مزرعه بزوان از مزارع قریه هرس با طاحونه های که درین قریه است با جمیع توابع و لواحق."

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز