لغت نامه دهخدا
بابونه گاوی.[ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) گلی است بیرونش سفید و اندرونش زرد میباشد و آنرا بعربی حبق البقر و اصداق المرض گویند. ( برهان ). گاوچشم. اقحوان البقر. کافوری. دارای ساقه های بلند و معطر که بر ضد کرم بکار میرود. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 265 ). تیره: سینانتره - رادیه. قسمت قابل مصرف: گل. ماده مؤثره: اسانس. ( کارآموزی داروسازی ص 199 ). دارای برگهای سفید وسط زرد و پُرپَر است. بوته آن بزرگتر از بابونه معمولی است و به ارتفاع نیم متر میرسد. بعض اقسام آن در گل کاری بکارمیرود. ( فرهنگ روستائی ص 299 ).