اغی

لغت نامه دهخدا

اغی. [ اَ ] ( اِخ ) این کلمه در ابیات زیر از ابوزید لحیان بن جلبة محاربی از شعرای جاهلی آمده است:
الا ان جیرانی العشیة رائح
دعتهم دواع من هوی و منازح
فساروا لغیث فیه اغی فغرّب
فذو بقر فشابة فالذرائح.
ابوالحسن اخفش گوید: اغی نام موضعی است زیرا ضمن اسامی موضعهای دیگر ذکر شده که همه بهم نزدیک بوده اند. و مازنی گوید: نام نوعی گیاه است. و اخفش گوید: در هیچ یک از کتابهای گیاهی ندیدم که «اغی » نام گیاه باشد و ریاشی نیز آن را نشناخته و ابوحاتم آن را تفسیر نکرده است. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با اغی

💡 اغی گل از حال دل بلبل بیچاره بپرس تا این همه فریاد و فغان می‌دارد؟

💡 بعد از جنگ علیه اغیان در شورش ویسکی ۱۷۸۴ میلادی فرستاده شد. با برقراری صلح، دارک در معاهده ۱۷۸۸ میلادی خدمت کرد و در پی آن در قانونگذاری ویرجینیا انتخاب شده و در آن خدمت نمود. دارک به عنوان سرهنگ دوم در شبه‌نظامیان کنتاکی، جناح چپ را در فاجعه نبرد واباش در ۱۷۹۱ میلادی طی جنگ سرخپوستان شمالغربی فرماندهی نمود. پسر او کاپیتان جوزف دارک در نتیجه جراحاتی که در صحنه نبرد بر او وارد شد مرد.

بازگشت یعنی چه؟
بازگشت یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فرازبانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز