اعشم

لغت نامه دهخدا

اعشم. [ اَ ش َ ] ( ع ص ) هر دو رنگ که با هم آمیخته باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). هر دو رنگ آمیخته شده با هم. ( از اقرب الموارد ). || شبکور جهت پیری. ( منتهی الارب ). شبکور از جهت پیری. ( ناظم الاطباء ). کلانسال شده از جهت پیری. کسی که از جهت پیری کلانسال شده و پشت وی کمان شده باشد. ج، عُشم. ( از متن اللغة ). کسی است که خشک شده از پیری. ( شرح قاموس ). || درخت خشک شده از گرد و غبار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). درختی که از گرد و غبار گرفتن خشک شده باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).

جمله سازی با اعشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو عزمهای صوابت فتوح عمر تواند منم به جمع فتوحت محمد اعشم

پیش دارو یعنی چه؟
پیش دارو یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز