اطوال

لغت نامه دهخدا

اطوال. [ اِطْ ] ( ع مص ) دراز کردن چیزی را. اطالة: صددت فاطولت الصدود. ( از اقرب الموارد ). رجوع به اطالة شود. دراز کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ). || بچگان درازبالا آوردن زن یا زاییدن یک فرزند بلندبالا را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
اطوال. [ اَطْ ] ( ع اِ ) ج ِ طول. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به طول شود.

جمله سازی با اطوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از جنگ جلولاء تعداد زنان اسیر بسیار زیاد بودند به طوری که عمر بن خطاب دربارهٔ فرزندان حاصل از تجاوز جنسی به فکر فرورفت. دینوری در کتاب اخبار اطوال اینچنین می‌نویسد:

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران