لغت نامه دهخدا
( آذرین ) آذرین. [ ذَ ] ( اِ ) بضبط بعض فرهنگهای جدید، بابونه.
( آذرین ) آذرین. [ ذَ ] ( اِ ) بضبط بعض فرهنگهای جدید، بابونه.
( آذرین ) ( ~. )(ص نسب. )۱ - آتشین. ۲ - سنگ - های آتشفشانی.
( آذرین ) ۱. گرم و سوزان، آتشین.
۲. (زمین شناسی ) = سنگ * سنگ آذرین
( آذرین ) ( صفت ) ۱ - منسوب به آذر آتشین. ۲ - قسمی از گل بابونه اقحوان با بون. گاو چشم.
بابونه
منسوب به آذر، آتشین، آتشی، سنگهای آذرین یااحجار آذرین، سنگهای آتشفشانی، سنگهائی ازانجمادموادمذاب درونی زمین
اسم: آذرین (دختر، پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن، گل) (تلفظ: āzarin) (فارسی: آذرين) (انگلیسی: azarin)
معنی: آتشین، گرم و سوزان، منسوب به آذر، ( در گیاهی ) نوعی گل بابونه که نام عامیانه آن بابونه ی گاوچشم است، ( در گیاهی ) نوعی گل بابونه که نام عامیانه آن بابونه گاوچشم است
آذرین
{igneous} [زمین شناسی] مربوط به کانی یا سنگی که از انجماد مواد مذاب تشکیل شده باشد * مصوب فرهنگستان اول
💡 پل با ملاط آهکی (ترکیب اهک و ماسه) روی بستری از سنگهای اذرین ساخته شدهاست. سطح اصلی پل از دو طرف به بیرون شیب دارد. این شیب ابهای ناشی از بارندگی را به طرفین پل منتقل میکند. این کار پل را از آسیبهای ناشی از نفوذ آب به طاق پل حفظ میکند. چنین بنظر میرسد که با توجه به ارتفاع بالای پل، معمار در استفاده از مصالح اسراف کردهاست، اما شاید این بلندی ناشی از اینده نگری معمار مبنی بر طغیان زنوز چای در بعضی از فصول سال باشد.