احتقاق
لغت نامه دهخدا
احتقاق. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) باهم خصومت کردن. ( منتهی الارب ). خصومت. || احتقاق مال؛ فربه شدن شتران. ( منتهی الارب ). || احتقاق طعنه به؛ کشتن طعنه او را یا رسیدن طعنه در سر سرین وی که در استخوان ران است. به اندرون چیزی فروبردن نیزه. || لاغر شدن ستور. || احتقاق فرس؛ باریک میان شدن اسب. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
درد شکم گرفتن از بند آمدن بول
جمله سازی با احتقاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناف جوجههای مبتلا بهبود نیافته و کیسه زرده بزرگ و ترشحات چسبناک و اغلب بدبو است. سپتی تمی ناشی از E.coli در پرندههای جوان و بالغ با بزرگ شدگی کبد و طحال و احتقاق عمومی عروق مشخص میشود. در اموهای نابالغ تورم نکروتیک دیده شدهاست. ای کولای ممکن است از اویداکت مولدین بالغ نیز جدا گردد ولی تورم پنیری لوله رحمی آن گونه که در ماکیان بالغ وجود دارد در شتر مرغ سانان دیده نشدهاست.