متفلق

لغت نامه دهخدا

متفلق. [ م ُ ت َ ف َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) شیر ترش و پاره پاره شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بیض متفلق، تخم مرغ پاره پاره شده.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تفلق شود.

جمله سازی با متفلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خداوندا، آينه دل را به نور اخلاص روشنى بخش؛ و زنگار شرك و دو بينى را از لوحدل پاك گردان؛ و شاهراه سعادت و نجات را به اين بيچارگان بيابان حيرت وضلالت بنما؛ و ما را به اخلاق كريمانه متفلق فرما؛ و از نفحات و جلوه هاى خاص خودكه مختص اولياء درگاه است ما را نصيبى ده؛ و لشگر شيطان وجهل را از مملكت قلوب ما خارج فرما؛ و جنود علم و حكمت و رحمان را به جاى آن ها جايگزينكن؛ و ما را با حب خود و خاصان درگاهت از اين سراى درگذران؛ و در وقت مرگ و بعد ازآن با ما با رحمت خود رفتار فرما؛ و عاقبت كار مارا با سعادت قرين كن؛ بحق محمد وآل الطاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين.

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز