لغت نامه دهخدا
قطقط. [ ق ِ ق ِ ] ( ع اِ ) ریزه ترین باران، یا باران پیوسته بزرگ قطره پیاپی بارنده، یا تگرگ، یا تگرگ ریزه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قطقط. [ ق ُ ق ُ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).
قطقط. [ ق ِ ق ِ ] ( ع اِ ) ریزه ترین باران، یا باران پیوسته بزرگ قطره پیاپی بارنده، یا تگرگ، یا تگرگ ریزه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قطقط. [ ق ُ ق ُ ] ( اِخ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در وصف روز قيامت فرموده است: خداوند در آن روز، جهنم را مورد خطاب قرار مى دهد و مىپرسد: پر شدى ؟ و جهنم پاسخ مى دهد: باز هم هست ؟ هنوز جا دارم؛ و خداى تبارك وتعالى پاى مباركش را روى جهنم مى گذارد و جهنم به فرياد مى آيد و مى گويد: قطقط.