فیلاسوف
مترادفها
فیلسوف، خردمند
لغت نامه دهخدا
فیلاسوف. [ سُف ْ ] ( یونانی، ص، اِ ) به لغت یونانی دوستدار حکمت، چه فیلا دوستدار وسوف حکمت را گویند. ( برهان ). رجوع به فیلسوف شود.
جمله سازی با فیلاسوف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با نشریههای علمی چون آنالیسیز، انترنشنل فیلاسوفیکل کوارترلی، ژورنال آف لیبرترین ستدیز، کوارترلی ژورنال آف آسترین ایکنامیکس، سوشیال فیلاسوفی اند سیاست و ایکان ژورنال واچ همکاری داشتهاست.