فصل اوج

مترادف‌ها

دوران اوج

متضادها

فصل رکود، فصل افول

فرهنگستان زبان و ادب

{peak season} [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد سفر به مقصدی مشخص به حداکثر می رسد و از فصل کسادی و فصل میانه کاملاً متمایز است

ویکی واژه

دوره‏ای از سال که در آن تعداد سفر به مقصدی مشخص به حداکثر می‏رسد و از فصل کسادی و فصل میانه کاملاً متمایز است.

جمله سازی با فصل اوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دیدار سنتی گردشگران از دیدنی‌های استان روگالاند، در حقیقت، دارای همان اهمیت دیگر مناطق غربی نروژ نیست. این تفاوت، در درجهٔ کمتر اهمیت، از جهات مختلفی مشهود است. به عنوان مثال، هتلها به میزان قابل توجهی در شهرها واقع شده‌اند و تابستان، فصل اوج گردشگری، در استان روگالاند، مانند اکثر نقاط دیگر در غرب نروژ نمود متمایزی ندارد. دیگر این که اقامت‌های بیش از یک شبانه روز، در استان روگالاند، تا حد زیادی مربوط به فعالیت‌های کاری و تجاری است؛ یعنی ۶۰ درصد اقامت‌های بیش از یک شبانه روز در ارتباط با کار است. این نسبتی است که تنها از آکرهوس و وستفولد کمتر است. این میانگین در سطح کل کشور نروژ، در سال ۲۰۱۹ میلادی، ۴۸ درصد بوده‌است.

💡 فصل اوج گردشگری در این منطقه ساحلی زیبا، معمولاً در ماه‌های گرم سال است که توریست‌های زیادی برای تفریح به اینجا می‌آیند.

💡 شرکت‌های تجاری همواره تلاش می‌کنند تا فعالیت‌های تبلیغاتی خود را دقیقاً با فصل اوج فروش محصولاتشان در بازارهای جهانی هماهنگ و منظم کنند.

💡 در فصل اوج فعالیت‌های کشاورزی، تمام روستاییان برای برداشت محصولات رسیده و مدیریت منابع آبی، با تمام توان در زمین‌ها مشغول به کار هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران