غوغاگران

مترادف‌ها

آشوبگران، شورشیان، هیاهوگران

متضادها

آرام‌بخش‌ها، صلح‌طلبان

فرهنگستان زبان و ادب

{mob} [روان شناسی] جمعیتی نامنظم و متمرد و هیجانی

ویکی واژه

جمعیتی نامنظم و متمرد و هیجانی.

جمله سازی با غوغاگران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشتگرمی تانک‌ها دفتر نزدیکان و روزنامه‌های هوادار مصدق را غارت کردند. در این میان، دفتر حزب توده نیز از یورش «شاه دوستان» و «کمونیسم ستیزان» در امان نماند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند.

💡 غوغاگران در میان جمعیت بسیار شلوغ، با فریادهای بلند و حرکت‌های هیجانی خود سعی داشتند توجه همه را به سخنرانی خود جلب کنند.

💡 در آن بازار بسیار شلوغ، غوغاگران و فروشندگانی که با صدای بلند کالاهای خود را تبلیغ می‌کردند، فضا را بسیار پر سروصدا کرده بودند.

💡 داستان‌های قدیمی درباره غوغاگران و قهرمانانی که با ناملایمات زندگی مبارزه می‌کردند، همیشه برای نسل‌های بعد بسیار جذاب و شنیدنی بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران