غدور

لغت نامه دهخدا

غدور. [ غ َ ] ( ع ص ) بی وفا، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). غادر. غادرة. ج، غُدُر. ( اقرب الموارد ). || شتر ماده که از گله پس ماند، و اگر چوپان خود شتر را ترک کند آن را غدیرة گویند. ( از تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

بیوفا مذکر و مونث در وی یکسان است شتر ماده که از گله پس ماند

جمله سازی با غدور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واقعه شهادت او بنحويكه (مسعودى ) در (مروج الذهب ) ذكر فرمود چنانستكه چون(زيد) اراده خروج كرد، با برادر خود (حضرت امام محمد باقر)(ع ) مشورت كرد.حضرت فرمود: اعتماد بر اهل كوفه نشايد چه ايشاناهل غدور مكر مبياشند و در كوفه شهيد شد جد تو (اميرالمؤ منين ) و زخم زده شد بر عمتو (حسن بن على ) شهيد شد پدرت (حسين بن على ) عليهم السلام و در كوفه واعمال آن ما اهل بيت را شتم كردند. پس اخبار فرمود (زيد) را بمدت دولت (بنى مروان) و آنچه متعقب ميشود ايشان را از دولت (بنى عباس ).

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز