لغت نامه دهخدا
عیالوار. [ عیال ْ ] ( ص مرکب ) صاحب عیال. دارنده اهل و عیال. کسی که نانخور بسیار داشته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). بسیارعیال. معیل. عیالمند. عیالبار. عیالدار. عائله دار.
عیالوار. [ عیال ْ ] ( ص مرکب ) صاحب عیال. دارنده اهل و عیال. کسی که نانخور بسیار داشته باشد. ( فرهنگ فارسی معین ). بسیارعیال. معیل. عیالمند. عیالبار. عیالدار. عائله دار.
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) کسی که خانواده و فرزند زیاد دارد.
مردی که زن و فرزند و نانخور بسیار داشته باشد، دارای اهل وعیال، عیال دار، عیالمند.
دارای اهل وعیال، مردی که زن وفرزندونانخوربسیارداشته باشد
( صفت ) صاحب عیال دارنده اهل و عیال کسی که نانخور بسیار داشته باشد.
عیالوار (فیلم ۱۹۵۸). «عیالوار» ( انگلیسی: Rock - A - Bye Baby ) یک فیلم کمدی در سبک موزیکال به کارگردانی فرانک تاشلین است که در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.
• جری لوئیس در نقش «کلایتون پول»
• مریلین مکسول در نقش «ماریل مکسول»
• کانی استیونز در نقش «کانی استیونز»
• رجینالد گاردینر در نقش «هارولد هرمان»
• جیمز گلیسون در نقش «دکتر سیمکینز»
• هوپ امرسون در نقش «خانم راجرز»
• گری لوئیس در نقش «کلایتون جوان»
• هانس کانرید در نقش «آقای رایت»
• ایزوبل ایلسوم در نقش «خانم ون کلیو»
• سالواتوره باکالونی در نقش «گیگی "پاپا" نِیپلز»
منسوب به عیال، کسی که خانواده و فرزند زیاد دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به بانوی زیبای من، موسیو وردو، عشق چیز باشکوهی است، باغ اسرارآمیز، معجزه، روح و خانم مویر، شور زندگی، عیالوار، هدرا، نشانه چهار، یهودی سرگردان، نانس اشاره کرد.
💡 داستان از زبان یک کارمند ساده و عیالوار نقل شدهاست. او بعد از سالها اجارهنشینی با قرضگرفتن پول موفق میشود زمینی در اطراف شهر بخرد و با وام بانکی خانهای بسازد. بعد از چند سال محله بسیار آباد میشود و خانههای بسیار زیبایی در آن محله بنا میشود. صاحبان خانههای جدید همسایه ساده خود را وصلهای ناجور در آن محله میبینند تا جایی که یکی از آنها سعی میکند او را به فروش خانهاش وادار کند؛ ولی صاحبخانه تن به این کار نمیدهد و تمامی آزارها را تحمل میکند. روزی میبیند که بچه یکی از همسایگان چمنهای جلو خانهاش را زیرورو کردهاست، به کلانتری شکایت میکند ولی همسایه او را کتک میزند و مأموران نیز او را به زندان برده بعد از بازجویی، به تشخیص کارشناسان به عنوان بیمار روانی به تیمارستان میفرستند.