لغت نامه دهخدا
( عشقیة ) عشقیة. [ ع ِ قی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث عشقی. ( فرهنگ فارسی معین ). ج، عشقیات. رجوع به عشقی و عشقیات شود.
( عشقیة ) عشقیة. [ ع ِ قی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث عشقی. ( فرهنگ فارسی معین ). ج، عشقیات. رجوع به عشقی و عشقیات شود.
عِشقیّه
یکی از انشعابات کم رونق و کم دوامِ سلسلۀ شطّاریه. کرسی نامۀ این سلسله تا شیخ دهم شطّاریان، با آنان مشترک است، و پس از آن از شیخ ظهور جامی، محمد غوث، محّمد عارف، عیسی سندهی تا محمّد قلندر قادری ادامه می یابد. اصول این سلسله همان اصول سلسلۀ شطّار است. تفصیل بیشتر اصول اندیشه و رفتار آنان و نیز تکمیلِ کرسی نامۀ فوق در مقاله «شطّاریه» آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عشقیه نشئه از دل هم جذب می کنند طالب همیشه در پی تدبیر صحبت است