لغت نامه دهخدا
ظاهرالصلاح. [ هَِ رُص ْ ص َ ] ( ع ص مرکب ) که ظاهری بر طبق و ملائم شرع یا اخلاق دارد.
ظاهرالصلاح. [ هَِ رُص ْ ص َ ] ( ع ص مرکب ) که ظاهری بر طبق و ملائم شرع یا اخلاق دارد.
(هِ رُ صَّ ) [ ع. ] (ص مر. ) دارای ظاهر خوب و فریبنده.
آن که در صورت ظاهر باتقوا و درستکار است، خوش ظاهر.
آنکه ضاهر حالش طبق موازین شرع و اخلاق است کسی که در ظاهر بزیور تقوی آراسته است خوش ظاهر
که ظاهری بر طبق و ملائم شرع یا اخلاق دارد.
دارای ظاهر خوب و فریبنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناگفته نماند كه سبب مهم شدت تاءثر آن بزرگوار دو چيز بود يكى فسق علنى وگناه آشكار كه سبب كوچك شدن گناه در نظر خلق و جراءت ايشان بر ارتكاب آن مى شودو ديگر ظاهرالصلاح بودن تجار مزبور؛ زيرا اشخاص ظاهرالصلاح كه در درجهاول روحانيّين و كسانى كه بر منبر مردم را به وعظ و خطابه ارشاد مى كنند و در درجهدوم كسانى كه با علما ملازمند و به نماز جماعت و ساير شعاير دينى مواظبند هرگاهگناهى از آنها صادر شود يقينا موجب سستى عقايد خلق و موهون شدن احكام شرع انور وجراءت ساير مردم خواهد شد و در رساله گناهان كبيره مفصلاً بيان شده كه گناه صغيرهاشخاص ظاهرالصلاح در حكم گناه كبيره خواهد بود.
💡 على بر روى مردمى اين چنين ظاهرالصلاح و قيافه هاى حق به جانب، ژنده پوش، وعبادت پيشه، شمشير كشيد و هم را از دم شمشير گذرانده است.