شراب کش
مترادفها
میگسار، شرابنوش
لغت نامه دهخدا
شراب کش. [ ش َ ک َ ] ( نف مرکب ) شراب ساز. || که شراب حمل کند. || باده کش.
فرهنگ فارسی
شراب ساز یا آنکه که شراب حمل کند
جمله سازی با شراب کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل جام جهان نماست نه جام شراب کش روز و شب از فراق پرخون داری
💡 سر از سجده برداری و این شراب کشی یاد فرخنده رخ مهتری
💡 تا چند بار غم؟ دو سه رطل گران بگیر تا کی حدیث جم؟ دو سه جام شراب کش
💡 زان پیشتر که چهره ز اشک ارغوان کنم ساقی مرا به رخ دو سه جام شراب کش
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، گاهی از واژه شراب کش برای توصیف شخصیتهایی استفاده میشود که غرق در لذتهای مادی و نوشیدنیها هستند.
💡 داستان زندگی آن شراب کش قدیمی، روایتگر تلاش او برای یافتن معنای زندگی در میان بطریها و میهمانیهای پرهیاهوی آن دوران بود.
💡 منتقدان ادبی معتقدند که تصویر یک شراب کش در داستانهای مدرن، اغلب نمادی از تنهایی و بیگانگی انسان در دنیای پر از تضاد است.