لغت نامه دهخدا
سه لبه. [ س ِ ل َ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی مرکب ) لب شکری. آنکه یکی از دو لب زیرین یا زبرین او شکافته مادرزاد باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به سه لب شود.
سه لبه. [ س ِ ل َ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی مرکب ) لب شکری. آنکه یکی از دو لب زیرین یا زبرین او شکافته مادرزاد باشد. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به سه لب شود.
لب شکری آنکه یکی از دو لب زیرین یا زبرین او شکافته مادرزاد باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین دورهٔ جام طلایی کونکاکاف زنان که در سال ۱۹۹۱ و در کشور هائیتی میزبانی میشد توانست با ۴۹ گل زده توسط خط حملهٔ خود و ۰ گل خورده جواز حضور در رقابتهای جام جهانی فوتبال را بدست بیاورد. با چنیدن بازی تدارکاتی در مقابل رقیبان اروپایی به همراه خط حملهٔ این تیم معروف به شمشیر سه لبه که از سه بازیکن که متشکل از میچل ایکرز در پست مهاجم و وینگرها با نامهای کرین جنینگز-گبرا و آپریل هینریخس بود به میدان رفتند.
💡 ساختار بروکایت از یک هشتن ضلعی تشکیل شدهاست که یک یون تیتانیوم در مرکز و یونهای اکسیژن در هر شش وجه آن قرار دارند. هر هشت ضلعی سه لبه با هشت ضلعی همسایه به اشتراک میگذارد و یک ساختار اورتورمبیک را ایجاد میکند.