سامان گرفتن

لغت نامه دهخدا

سامان گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )پایان پذیرفتن. سر و صورتی بخود گرفتن:
گرچه سامان جهان اندر خرد باشد خرد
تا از او سامان نگیرد سخت بی سامان بود.عنصری.هر چه کردم تا ببینم روی او سامان نشد
کار چون من عاشقی هرگز کجا سامان گرفت.سوزنی.

فرهنگ فارسی

پایان پذیرفتن

جمله سازی با سامان گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۲۰۱۰، دل تورو زندگی عاشقانه خود را "در برزخ " توصیف کرد. هنگامی که از او پرسیده شد که قصد سر و سامان گرفتن ندارد، او پاسخ داد: چرا؟ چرا همه می‌پرسند چرا من ازدواج نمی‌کنم؟ چرا باید ازدواج کرد؟ تا بشود طلاق گرفت؟ دل تورو در مصاحبه‌ای با روزنامه تایمز اشاره کرد که دوست ندارد آپارتمانش در وست هالیوود که خود آن را «غار خود» توصیف می‌کند، خود را به عرصه تاخت و تاز زن و بچه‌ها تبدیل شود.

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز