زرج

لغت نامه دهخدا

زرج. [ زَ ] ( ع اِ ) شور و آواز اسبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ).
زرج. [ زَ ] ( ع مص ) آهن بن نیزه زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زرج. [ زَ رِ ] ( اِ ) زرچ. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

آهن بن نیزه زدن کسی را

جمله سازی با زرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهستان زرج‌آباد نام دهستانی در بخش فیروز شهرستان کوثر، استان اردبیل در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۸۷ نفر (۷۷۶ خانوار) بوده‌است.

💡 احمدآباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان کوثر، بخش فیروز، دهستان زرج‌آباد قرار دارد.

💡 زاویه زرج‌آباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان کوثر، بخش فیروز، دهستان زرج‌آباد قرار دارد.

💡 زرج‌آباد روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان کوثر، بخش فیروز، دهستان زرج‌آباد قرار دارد. این روستا از امکانات آب، برق، گاز، تلفن ثابت و اینترنت ای دی اس ال وجود دارد.

💡 دهستان خفر، یکی از دهستان‌های بخش مرکزی شهرستان خفر در استان فارس ایران است. مرکز این دهستان، روستای زرجان است.

💡 رستم‌آباد یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان زرج‌آباد واقع شده‌است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، رستم‌آباد ۲۷ نفر جمعیت دارد.