زامان
لغت نامه دهخدا
زامان. ( ع اِ ) تثنیه زام ( زامان من النهار ) نصف روز. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نصف روز که دو چهار یک باشد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نصف روز
جمله سازی با زامان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واده ی ئاماته ن ئامان صه د ئامان ریزه ی رازانت شیفان په ی زامان