رض

لغت نامه دهخدا

رض. [ رَ ] ( علامت اختصاری ) رمز است از رضی اﷲ عنه. مخفف رضی اﷲ عنه در کتابت، و رضی اﷲ عنه خوانده می شود. ( یادداشت مؤلف ). رضی اﷲ عنه یا رضی اﷲ عنها یا رضی اﷲ عنهم، برحسب اختلاف مرجع.
رض. [ رَض ض ] ( ع اِ ) خرمایی که بکوبند و از خسته [هسته ] پاک کرده در شیر تر نهند، یا عام است. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). خرمای کوفته و در شیر آغشته. ( از مهذب الاسماء ). || خرما و شیر بهم آمیخته. ( از اقرب الموارد ).
رض. [ رَض ض ] ( ع مص ) کوفتن و ریزه کردن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خرد کردن. شکستن. ( یادداشت مؤلف ). کوفته و ریزه کردن. ( ازدهار ): عسر الرض؛ دشوار شکستن. ( از یادداشت مؤلف ).خرد و مرد کردن. ( مصادر اللغه زوزنی ) ( تاج المصادربیهقی ). || در تداول طب قدیم، تفرق اتصال که استخوان خردشده باشد. ( از ذخیره خوارزمشاهی ).
- رض اذُن ُ؛ انکسار اذن.تفرق اتصال غضروف گوش. ( یادداشت مؤلف ).
|| دویدن. || به پای زدن و دوانیدن ستور. ( از دهار ).
رض. [ رَ ضِن ْ ] ( ع ص ) رجل رض؛ مرد خشنود. ج، رضون. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

رجل رض مرد خشنود

جمله سازی با رض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الله الذى جعل لكم الا رض قرارا والسماء بناء و صوركم فاءحسن صوركم و رزقكم منالطيبات ذلكم الله ربكم فتبارك الله رب العالمين(64)

💡 و اءنزلنا من السماء ماء بقدر فاسكنه فى الا رض و إ نا على ذهاب به لقادرون(18)

💡 و ربك اعلم بمن فى السموت و الا رض و لقد فضلنا بعض النبين على بعض و اتينا داودزبورا(55)

💡 بـل مـتعنا هؤ لاء و ءاباءهم حتى طال عليهم العمر اء فلا يرون اءنا نأ تى الا رض ننقصهامن اءطرافها اء فهم الغلبون(44)

💡 قال بل ربكم رب السموت و الا رض الذى فطرهن و اءنا على ذلكم من الشهدين(56)

💡 و يـوم يـنـفـخ فـى الصـور فـفـزع مـن فـى السموات و من فى الا رض إ لا من شاء الله ول أ توه داخرين(87)

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز