رازح

لغت نامه دهخدا

رازح. [ زِ ] ( ع ص ) هلاک شونده از لاغری. ( از اقرب الموارد ). || شتر افتاده از لاغری. ج، رُزَّح. ( منتهی الارب ).
رازح. [ زِ ] ( اِخ ) نام پدر قبیله ای است از خولان. ( منتهی الارب ). پدر قبیله ای است از خولان بن عمروبن حاف بن قضاعة که به شام فرودآمد. ( از تاج العروس ).
رازح. [ رِ ] ( اِخ ) نام پدر عاصم محدثی است.( از منتهی الارب ) ( تاج العروس ). رجوع به عاصم شود.

جمله سازی با رازح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رازح به عربی ( الرازح ) دهستان بزرگی از توابع استان صعده در کشور یمن و در شبه جزیره عربستان واقع می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران