دینارانی

لغت نامه دهخدا

دینارانی.( ص نسبی ) منسوب به دیناران. رجوع به دیناران شود.

دانشنامه آزاد فارسی

از ایلات لُر هفت لنگ بختیاری، شامل طوایف اورک، بویری، سادات سلطان ابراهیم، سرقلی، سعید، شالو، عالی محمودی، کورکور و گورویی، متشکل از ۶۹ تش/تیره، حدود ۲۵۰ اولاد/تیرۀ کوچک و ۶۰۵۹ خانوار چادرنشین، منسوب به ناحیۀ کوهستانی دیناران از بخش اردل در شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری. سردسیر این مردم در کوهستان و دهستان دیناران، بازفت، کوه سفید و کوه گرد و گرمسیرشان در ایذه، سوسن، هلایجان و دهدز است. ظاهراً هستۀ اصلی و اولیۀ ایل دینارانی از ناحیۀ اصفهان به بختیاری مهاجرت کرده است. اینان در سال های حکومت محمدتقی خان کنورسی به اطاعت او درآمدند و اجازه یافتند که قشلاق را در ایذه بگذرانند. دورکی ها پس از سقوط محمدتقی خان، چندین بار به دینارانی ها تاختند.

جمله سازی با دینارانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردم این شهر از باب دینارانی باب و طایفه اورک هستند.

💡 این روستا در دهستان سوسن غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۲۸ نفر (۳۵خانوار) بوده‌است.اکثریت اهالی این روستا از تیره سرملی طایفه سهید(سعید) باب دینارانی هستند.روستای سرقلعه زیوار روستایی کوهپایه ای و در نزدیکی رودکارون قرار دارد.