دگرگونگی
مترادفها
تغییر، دگرگونی، تحول
متضادها
ثبات، پایداری
لغت نامه دهخدا
دگرگونگی. [ دِ گ َ گو ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) ( اصطلاح زمین شناسی ) عواملی که موجب تغییرات فاحش در ساختمان سنگها می شوند و آن عوامل عبارتند از گرما، نفوذ مایعات یا گازها، فشارهایی که در هنگام حرکات قشر جامدزمین حادث میشود، و سنگینی طبقات سنگهای فوقانی، یا( در بیشتر موارد ) تأثیر توأم دو یا چند عامل از این عوامل. عادی ترین سنگهای دگرگون عبارتند از اردوال، گنیس، مرمر و سنگ لوح. ( از دایرةالمعارف فارسی ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح زمین شناسی عواملی که موجب تغییرات فاحش در ساختمان سنگها می شوند و آن عوامل عبارتند از گرما.
جمله سازی با دگرگونگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سفره هفت سین جمهوری آذربایجان از هفت خشیج یا عنصر که نامشان با واک سین آغاز میشود، برساخته شدهاست. با این دگرگشتی که نامها بر پایه نام آنها در ترکی آذربایجانی گزینش میشوند. البته این دگرگشت چندان دگرگونگی در سفره یا خوان نوروزی پدیدار نمیکند چرا که نامها بیشتر این خشیجها پارسی است. همانند اینکه این خوان در بومهای گوناگون آذربایجان ب گونهٔ گوناگونی فراهم میشود.