دویم

لغت نامه دهخدا

دویم. [ دُ ی ُ ] ( عدد ترتیبی، ص نسبی ) دویمین. هر چیز که در مرتبه دو واقع باشد. ( ناظم الاطباء ) دوم. ثانی. ( یادداشت مؤلف ). به معنی ثانی است و خلاف قاعده است چرا که یاء در اخواتش هیچ جا نیست معهذا در نظم بعضی استادان آمده است ولی صحیح دوم است. ( از آنندراج ) ( از غیاث ). و رجوع به دوم شود. || ( اِ ) وکیل و گماشته. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دویمین. هر چیز که در مرتبه دو واقع باشد.

جمله سازی با دویم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دویم آنکه بر تاج و تخت کیان چو حاکم تو باشی نیاری زیان

💡 دویم ره که بر بیست افزود هفت به پیغمبری رخت بربست و رفت

💡 در کوی او دویم چو سگ هر شب و به روز بر خاک راه خفته و خاموش می‌کنیم

💡 گرفت عهد ز ذرات، بر خدایی خویش نخست روز و دویم روز بر خلاف میر

💡 به روز دویم چون که شد چاشتگاه فغانی ز بالا برآمد به ماه

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز