دنباوند

لغت نامه دهخدا

دنباوند. [ دَم ْ وَ ] ( اِخ ) کوه دماوند.( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ جهانگیری ): دیمه و شنبه دو شهر است از حدود کوه دنباوند واندر وی به تابستان و زمستان سخت سرد بود و از این کوه آهن افتد. ( حدود العالم ). رجوع به دماوند شود.

فرهنگ فارسی

کوه دماوند.

جمله سازی با دنباوند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منوچهر در دنباوند یا در ری زاده می‌شود و پدر مادرش او را از سلوم و طوج (تور) نهان کرده‌اند.

💡 درم با بند و ویس از بند رفته‌ست مگر امشب به دنباوند رفته‌ست

💡 نام دماوند نامی کهن است که در طول تاریخ دچار دگرگونی‌های بسیار گشته‌است. در کارنامه اردشیر بابکان به صورت دنباوند و در کتیبه‌های ساسانی چون کتیبهٔ شاپور اول در نقش رستم و

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز