لغت نامه دهخدا
دنباله کش. [ دُم ْ ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده به دنبال. || ( ن مف مرکب ) هرکه به دنبال کشیده شود. || ( اِ مرکب ) چنداول و ساقه لشکر. ( ناظم الاطباء ).
دنباله کش. [ دُم ْ ل َ / ل ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده به دنبال. || ( ن مف مرکب ) هرکه به دنبال کشیده شود. || ( اِ مرکب ) چنداول و ساقه لشکر. ( ناظم الاطباء ).
کشنده به دنبال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز گوشهٔ چشم تو دنباله کش لشگر ناز
💡 زلیخا صبر و هوش و عقل و جان را سبک دنباله کش کرده شبان را