دستج

لغت نامه دهخدا

دستج. [ دَ ت َ ] ( معرب، اِ ) تعریب دسته. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): و علی الغلق مفتاح معلق طوله سبعة أذرع له أربعةعشر ( کذا ) دندانکة أکبر من دستج الهاون.( معجم البلدان ذیل کلمه سد یأجوج و مأجوج ). و تلقی [ برجل الغراب ] فی هاون مجر... و تدق بدستج خشب دقاً ناعماً. ( ابن البیطار ذیل کلمه رجل الغراب ). و تدق بدستج خشب شکله شکل دستج الهاون. ( دزی ج 1 ص 441 ).

جمله سازی با دستج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوشش گیاهی و جانوری این دریا نیز همچون دیگر مناطق دریایی جنوبگان است. آب‌های این دریا که سرشار از مواد غذایی است فراوانی پلانکتون‌ها را سبب شده که این پلانکتون‌ها به نوبهٔ خود غذای گونه‌های بزرگتری همجون ماهیان، فک‌ها، وال‌ها و پرندگان ساحلی و دریایی را تأمین می‌نمایند. دستجات فراوانی از پنگوئن‌ها آدلی و امپراتور را در شماری از مکان‌های اطراف دریای راس می‌توان مشاهده نمود.

💡 تپه دستجان مربوط به سده‌های میانه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان تفرش، بخش فراهان، دهستان فرمهین، روستای دستجان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۰۵۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز