لغت نامه دهخدا
دربالا. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در 4هزارگزی خاور ورامین با 226 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دربالا. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران، واقع در 4هزارگزی خاور ورامین با 226 تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دهی است جزئ دهستان بهنام بخش ورامین شهرستان تهران واقع در ۴ هزار گزی خاور ورامین با ۲۲۶ تن سکنه آب آن از قنات و راه آن ماشین رو است.
💡 روز اول چون حباب از همنشینیهای موج خانه ما را بنا کردند در بالای موج
💡 دشت کاهو یا دشت گیادورن منطقه همواری در بالای کوه تاق بستان است که در حدود ۱۱ هکتار مساحت دارد و نزدیک به ۱۸۴۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد.
💡 اکثر مردم این روستا به رانندگی اشتغال دارند. کارخانه سیمان دشتستان در بالای این روستاقرار دارد
💡 اگر نه اطلس زر تار گردون را براندازی به صد بالا بود کوتاه در بالای درویشان
💡 خط مشکین که بر گرد رخت چون عود میگردد بدان ماند که در بالای آتش دود میگردد
💡 گشته از تیغ محبت غرقه در دریای عشق خیمه در بالای صحرای «فنا فی الله» زدند