دایو
لغت نامه دهخدا
دایو. ( اِخ ) دهی از دهستان خورش رستم شاهرود شهرستان هروآباد. در 7هزارگزی باختری هشجین و دویست هزار و پانصد گزی شوسه هروآباد به میانه. با163 تن سکنه. آب آن چشمه. محصول آنجا غلات و میوه. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی و راه آنجا مالروست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
ده از دهستان خورش رستم شاهرود شهرستان هرو آباد
جمله سازی با دایو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دایوان در چینی معنای یوان بزرگ را میدهد. مینماید که این یوان اشاره به خاستگاه مستعمرهنشینان یونانی-یونیه- باشد. اگر این احتمال درست باشد دایوان معنای یونیهایهای بزرگ را میرساند.
💡 همچنین جوانانی چون: سعید طاقبستانی، سید محمدرضا هدایتی، قائم و فیاض میرابیان قهرمان رقابتهای آسیا-پاسفیک چین و همچنین قهرمانی آسیا در بوسان کرهٔ جنوبی و مسابقات چندجانبهٔ مصر هم افرادی بودند که افتخارات بزرگ شیرجه را تکمیل کردند و همگی افرادی بودند که بخشی از تمرینات حرفهای خود را از روی این دایو شروع کردند.
💡 دایو کندی یک روستا در ایران است که در شهرستان خلخال واقع شدهاست. دایو کندی ۷۸ نفر جمعیت دارد.
💡 دایو ۱۰ متر استخر قهرمانی ورزشگاه امجدیه در سال ۱۳۱۹، یعنی در زمان جنگ جهانی دوم، در تهران ساخته شد و تا ۶۴ سال برای آموزش و تمرین شیرجهروها استفاده میشد. تا سال ۱۳۵۳، که استادیوم آزادی افتتاح شد، غیر از استخر قهرمانی، استخر دیگری وجود نداشت که دایو ۱۰ متر داشته باشد.
💡 بهعلت تعمیرات اساسی استخر و مشکلات مربوط به آن، این دایو در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۸۳، در ساعت ۹:۱۰ شب، بعد از دو هفته تلاش و تخریب بلدوزر سقوط کرد و خاطرات ۶۴ سال افتخارآفرینی را با خود فرود آورد.