خوش ظاهر

لغت نامه دهخدا

خوش ظاهر. [ خوَش ْ / خُش ْ هَِ ] ( ص مرکب ) آنکه ظاهر آراسته دارد. مقابل بدظاهر. || کنایه از بدجنس: فلانی خوش ظاهر و بدباطن است.

فرهنگ عمید

دارای ظاهر آراسته و نیکو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که درای ظاهر آراسته باشد مقابل خوش باطن نیکو باطن.

جمله سازی با خوش ظاهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چقدر زشت است و قبيح كه انسان باطنش مريض و بد سيرت و ظاهرش زيبا و آراسته باشديعنى بد باطن و خوش ظاهر باشد كه منافق است و منافق دراسفل السافلين جهنم است.

💡 چـرا كـه پـرده از روى نـيـات پـليـد جـمـعـى از دشـمـنـان شـكـسـت خـورده و مـنـافـقـانكـوردل بـرداشـت، و ايـن بد سيرتان خوش ظاهر را رسوا ساخت، و چه خوب است كه محكتـجـربـه بـه مـيـان آيـد تا آنان كه غش دارند سيه رو شوند، و چه بسا اگر اين حادثهنبود و آنها همچنان ناشناخته مى ماندند در آينده ضربه سختتر و خطرناكترى مى زدند.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز