لغت نامه دهخدا
خط مختلف. [ خ َطْ طِ م ُ ت َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط نامساوی. ( ناظم الاطباء ).
خط مختلف. [ خ َطْ طِ م ُ ت َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خط نامساوی. ( ناظم الاطباء ).
💡 و بـالاخـره بـعضى احتمال داده اند كه منظور اين است: برنامه اين كافران با برنامه مؤمنان به كلى از هم جدا است و دو خط مختلف را تعقيب مى كند.
💡 بوژی ضمن توزیع یکنواخت وزن واگن روی خط باعث سهولت در گردش واگن هنگام عبور از قوس، ایمنی سیر، آسانی مبادله واگن بین راهآهنهای با عرض خط مختلف، افزایش ظرفیت بارگیری واگن در بار محوری ثابت میشود.
💡 در حقيقت اين حديث دعوت به تلاش و كوشش در دو خط مختلف مى كند: خط حمايت از پيامبرانو پـاكـان و نـيـكـان، و خـط مـبارزه با مشركان و منحرفان و آلودگان، زيرا مى دانيم اينثـوابـهـاى بزرگ را به كسانى نمى دهند كه تنها الفاظ را بخوانند و عملى بر طبق آنانـجـام نـدهـنـد، بـلكـه ايـن الفـاظ مـقـدس مـقـدمـه اى اسـت بـراىعمل.