خط جواز
لغت نامه دهخدا
خط جواز. [ خ َطْ طِ ج َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطی که برای گذشتن کالا و رونده بگذربانان نویسند و در هند دستک گویند. ( از ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
خط مشکین او که ابجد ماست
بوالهوس را خط جواز شده ست.صائب ( ازآنندراج ).خدایا رخصت پرواز از دام مجازم ده
بهر جا میرود فرمان تو خط جوازم ده.فصیحی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
خطی که برای گذشتن کالا و رونده بگذربانان نویسند و در هند دستک گویند.
جمله سازی با خط جواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که سه مه پیش ازین چو خامه شوق یافت از درگه تو خط جواز
💡 گفت باز آ که در توبه است باز هین بگیر از عفو ما خط جواز
💡 مه ز بس حسرت حسنت بمنازل نرسد بر رخش گر نبود عکس رخت خط جواز
💡 از وزراء گر خط جواز نیابد کس نشود مصدر خلاف و شرارت
💡 خط مشکین او که ابجد ماست بوالهوس را خط جواز شده است
💡 خواه ردشان کن به خط لایجوز خواهشان از فضل ده خط جواز