خجسته طلعت

لغت نامه دهخدا

خجسته طلعت. [ خ ُ ج َ ت َ / ت ِ طَ ع َ ] ( ص مرکب ) خوش رو. خوش سیما. مبارک طلعت. مبارک لقا. میمنت صورت:
خجسته طلعتی و شاه را خجسته وزیر
بزرگ همتی وجود را بزرگ پناه.فرخی.

فرهنگ فارسی

خوش رو خوش سیما

جمله سازی با خجسته طلعت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطافت سخن و فر خجسته طلعت تو به مهر تو همه ساله دلم رهین دارد

💡 اگر بطلعت گوئی خجسته طلعت او همی ز طلعت خورشید بیش دارد فر

💡 خجسته بادت عید و خجسته طلعت تو بفال نیک بشیر همه صغار و کبار

💡 زبهر آنکه ز نور خجسته طلعت او شدست روی زمین همچو آسمان برین

💡 خجسته طلعت او مرائمه راست بفال چنانکه امت را روی مصطفی دیدن